loading...

مرکز مشاوره تلفنی وحضوری روانشناسی انتخاب کرج

زیرنظرآقای دکتر آفریدون و خانم دکترچهرازی

بازدید : 169
جمعه 8 خرداد 1399 زمان : 19:23

بسیاری از مردم گمان می‌کنند که مردان در مقایسه با زنان، در طلاق آسیب کمتری می‌بینند و یا حتی دچار مشکلات و رنج روان‌شناختی نمی‌شوند. در جلسات مشاوره هم شاهد این هستیم که زنان در آستانهٔ طلاق، مردان خود را به این متهم می‌کنند که «برای تو فرقی نداره» یا «برای تو که اتفاقی نمی‌افته» و… . از طرفی چنین نگرش‌هایی باعث می‌شود اطرافیان مرد طلاق گرفته نیز به واکنش‌های او حساسیت نشان ندهند و در واقع حمایت‌های لازم را انجام ندهند؛ زیرا معتقدند «مرد است و اتفاقی برایش نیفتاده.» بدتر از آن این است که حتی گاهی اجازهٔ تجربهٔ رنج را به مردان طلاق گرفته نمی‌دهند؛ چون دیگران معتقدند «از تو بعیده، تو نباید گریه کنی» یا «چرا غمگین و ناراحت هستی» یا … ؛ اما در این مقاله می‌خواهیم به شما بگوییم، طلاق برای مردان نیز به آن راحتی که گمان می‌کنید نیست و آنان نیز نیاز به کمک دارند.

خانه تاریک و ساکت است. کلید خانه را می‌چرخاند، وارد خانه می‌شود که تا چند هفته پیش پر بود از صدای زنی که با ورودش به خانه، گلایه‌هایش آغاز می‌شد. هیچ نشانی از زن در خانه نیست، اما ذهن مرد پر است از مرور خاطرات این چند ساله. خاطرات تلخ و شیرینی که تنهایی شب را پر و چشمانش را تا صبح بی خواب می‌کند. انگار قرار نیست خستگی این چند سال زندگی مشترک از تنش بیرون رود. مانده است تنهایی این روزها را دوست دارد یا دلش برای روزهای پر چالش گذشته تنگ شده است. این گوشه‌‌‌ای از شرح حال مردی بود که به تازگی از همسرش جدا شده است.

آثار طلاق بر مردان بیش از زنان است

دکتر مجید ابهری، رفتار شناس و استاد دانشگاه در گفت و گو با مهر در این باره می‌گوید: بعضی اشخاص تصور می‌کنند زنان بیش از مردان در طلاق آسیب می‌بینند. ممکن است زنان از نگاه فرهنگی یا موضوع امرار معاش یا مسائل عاطفی آسیب ببینند اما تخلیه خود از نظر روانی را با گریه یا درد دل انجام می‌دهند، ولی مردان بعد از طلاق نه تنها دچار آسیب‌های روانی بیشتر می‌شوند بلکه به خاطر ساختار اجتماعی با درون ریزی ناراحتی‌ها در معرض سکته و مرگ زودرس قرار می‌گیرند. در خور ذکر است که مردان بعد از کودکان، بیشترین آسیب را از طلاق می‌بینند. نگرانی درباره سرنوشت فرزند و آینده او، گسست عاطفی با همسر، نگاه جامعه به یک مرد جدا شده و اشاره به ضعف وی به خاطر نداشتن توانایی در مدیریت زندگی، عواملی است که مرد را مورد هجوم قرار می‌دهند.

افسردگی رایج ترین بحران مردان بعد از طلاق

دکتر امیرحسین توکلی، روانپزشک، افسردگی را رایج ترین بحران مردان بعد از طلاق می‌داند و می‌گوید: افسردگی در این دوران بسیار شایع است زیرا مردان نمی‌دانند چه وضعیتی در انتظار آن‌هاست. به طور کلی در دوره پس از طلاق، خشم، تاسف، عشق و نفرت در هم می‌آمیزد. ممکن است بعضی اوقات، مرد احساس راحتی کند زیرا بر این باور است که دیگر فشارها و دخالت‌ها تمام شده است، اما ترس از آینده‌‌‌ای نامعلوم، این احساس راحتی موقت را از بین می‌برد.

اطرافیان مرد طلاق گرفته هم بی اعتنا هستند

همچنین سپیده دانایی در این باره می‌نویسد: بعضی‌ها به مردی که طلاق گرفته یا در آستانه طلاق است، می‌گویند «برای تو فرقی نداره» یا «برای تو که اتفاقی نمی‌افته» و … چنین نگرش‌هایی باعث می‌شود اطرافیان مرد طلاق گرفته نیز به واکنش‌های او حساسیت نشان ندهند زیرا معتقدند «مرد است و اتفاقی برایش نیفتاده».اما در ادامه این مطلب می‌خواهیم به شما بگوییم که مردان بیشتر از زنان برای دوران بعد از طلاق به کمک نیاز دارند.

تحقیقات معتبر درباره آسیب‌های طلاق

مردان و زنان هر ۲ پیامدهای منفی بعد از طلاق را تجربه می‌کنند و در این باره تحقیقات گسترده‌‌‌ای در کشورهای سراسر جهان انجام شده است. طبق این تحقیقات، مردان نسبت به زنان بعد از طلاق مشکلات جدی تری را تجربه می‌کنند، از ضربه‌های روانی جدایی بیشتر رنج می‌برند و زودتر به ته خط می‌رسند. آن‌ها بعد از طلاق آشفته تر از زنان هستند، بیشتر افکار خودکشی دارند و احتمال ارتکاب خودکشی شان بیشتر است؛ برای مثال در یک تحقیق گسترده در استرالیا احتمال خودکشی در مردان طلاق گرفته ۶ برابر بیشتر از مردان متاهل بود در حالی که میزان خودکشی در زنان بعد از طلاق به طور معنی داری بالا نبود.

پیشنهادهایی برای این که آسیب کمتری ببینید

گرچه مردان مانند زنان از آسیب‌های بعد از طلاق رنج می‌برند اما متاسفانه به دلیل نگرش‌های جامعه و باورهای اطرافیان، حمایت بسیار کمتری از زنان دریافت می‌کنند. با این حال و در ادامه این مطلب چند پیشنهاد به مردهایی داریم که طلاق گرفته اند تا مانع آسیب‌های بیشتر به زندگی شان شوند.

۱ – در مورد طلاق خود فکر کنید: نیازی به انکار و سرکوب افکارتان نیست. از فکر کردن درباره طلاق فرار نکنید. لازم است زندگی قبلی خود را به خوبی تحلیل کنید و مسئولیت رفتارها و احتمالا اشتباهات خود را بپذیرید. این کار هم می‌تواند به سازگاری کمک کند و هم شما را برای زندگی بعدی آماده کند، زیرا اگر نقص‌های گذشته را بررسی نکنید و دائما تمام مشکل را به گردن همسرتان بیندازید، کار برایتان خیلی سخت می‌شود.

۲ – با یک نفر حرف بزنید: پیدا کردن شخصی هم دل و امین که بتوانید با او گفت و گو کنید و ناراحتی‌های خود را بیان کنید، بسیار موثر است.

۳ – تعامل‌های خودتان را حفظ کنید: شاید نگرانی از سین جیم کردن اطرافیان و ترس از سرزنش و قضاوت باعث شده است که تنهایی را انتخاب کنید و تعاملات خانوادگی خود را محدود کنید. این کار احساس غمگینی و طرد شما را بیشتر می‌کند. لازم است تعاملات خانوادگی خود را مانند سابق حفظ کنید و فعالیت‌های اجتماعی مانند بیرون رفتن با دوستان و … را از سر بگیرید. البته داشتن کلام قاطعانه و محترمانه مبنی بر این که مایل نیستید توضیحی بدهید، در زمانی که دیگران شروع به پرس و جو می‌کنند، نگرانی شما را کمتر می‌کند.

۴ – فعال باشید: چند فعالیت مفید مانند باشگاه رفتن، کلاس آموزشی، فعالیت خیرخواهانه و … می‌تواند به شما دوباره حس ارزشمندی و مفید بودن بدهد. البته در انجام این فعالیت‌ها افراط نکنید و مراقب هزینه‌هایی که می‌کنید باشید تا بعدا دچار بحران مالی نشوید.

۵ – برای ازدواج مجدد صبر کنید: شما نیاز دارید که بحران طلاق را به خوبی پشت سر بگذارید و خود را تیمار کنید تا بتوانید وارد بُعد جدیدی از زندگی شوید. این فرآیند نیازمند زمان است و ازدواج مجدد بلافاصله بعد از طلاق، احتمال شکست زیادی دارد و شما را بیشتر آشفته می‌کند، پس صبر کنید تا زمانش برسد.

جهت رزرو مشاوره تلفنی و حضوری با این شماره تماس بگیرید 09374071940

پاورپوینت روش تحقیق در تربیت بدنی در 64 اسلاید زیبا و قابل ویرایش با فرمت pptx.
بازدید : 203
جمعه 8 خرداد 1399 زمان : 19:23

3رفتار زنان که مردان را اذیت می‌کند اما در واقع نعمت هستند!!دکترای رواشناسی و مشاوره می‌گوید : معمولاً مردان از 3 رفتار زنان گله‌مند هستند؛ اما نمی‌دانند که رفتارها نعمتی است از طرف خداوند که باعث منفعت و پیشرفت آنها می‌شود.


1-پرحرفی

برخی از مردان از پرحرف بودن زنان گله مند هستند. اگر مرد بداند که پرحرفی زنان بسیار مفید است و این رفتار نعمتی از جانب خداوند است که به زنان داده تا بتوانند از این طریق روابطی عاطفی با همسرشان ایجاد کنند. اگر زنان مانند مردان کم حرف باشند، همه دنیا و عالم منزوی می‌شوند و رابطه صمیمی‌و خوبی وجود ندارد. پرحرفی زنان باعث می‌شود که فرزند آنها تکلم یاد بگیرد. از زمانیکه مادر باردار است تا زمانیکه به دنیا می‌آید با فرزندش حرف می‌زند و در رفتار و تکلم فرزند تاثیر بسزایی دارد.


2-خرید کردن و حس تنوع طلبی

برخی از مردان زنان را به خریدن اشیاء تزیینی و متنوع و هزینه کردن بی مورد متهم می‌کنند؛ اما نمی‌دانند که اگر این خصوصیات در زنان وجود نداشت، تنوع غذا، جذابیت‌های محیطی که خود یک نعمت محسوب می‌شود، نبود و مردان از آن بی‌بهره بودند.

اگر زندگی فقط براساس ذائقه مردان بود، همه افراد مانند انسانهای اولیه در غار زندگی می‌کردند. این رفتار زنان باعث می‌شود تا تنوع در دنیای پیرامون مردان ایجاد شود و از آن لذت ببرند. زمانی‌که مرد توجه‌ای به این زیبایی‌ها و تنوع نکند، به نظرش افراط می‌آید وهمیشه از این بابت شاکی است که زن هزینه بی‌مورد می‌کند و با این کار همسرش مخالف است. زنان باید سلیقه مردان را هم در این مورد به کار گیرند تا احساس نارضایتی نکنند.


3- چشم و هم چشمی

چشم و هم چشمی‌زنان یکی دیگر از رفتارهایی است که موجب آزار مردان می‌شود؛ اما مردان باید بدانند که اگر این خصوصیات نباشد البته نه در حد افراط، رقابت ایجاد نمی‌شود و هیچ انگیزه و پیشرفتی در زندگی آنها صورت نمی‌گیرد.

جهت رزرو مشاوره تلفنی و حضوری با این شماره تماس بگیرید 09374071940

اثرات مخرب طلاق روی مردان
بازدید : 159
جمعه 8 خرداد 1399 زمان : 19:23

خانم‌ها معمولاً با هم‌جنس‌های خود درمورد «ایرادها» حرف می‌زنند. خیلی راحت می‌توانند ایرادهای آرایش صورت، بد لباس پوشیدن یا آرایش بد مو را با هم تشخیص دهند. ولی مردها چطور؟ آیا مردهایی که هیچ از مُد و مسائل زنانه سر در نمی‌آورند، به این ایرادها پی می‌برند؟

مدل موی بسیار پیچیده و بافته شده

مدل موی بسیار پیچیده شده و سفت بافته شده بیشتر مناسب عکس‌های بسیار تجملاتی و باشکوه در فضای استودیو است، اما در سایر موقعیت‌ها، مرد‌ها مدل طبیعی مو‌ها را ترجیح می‌دهند. دیدن و لمس کردن مو‌های آزاد و رها که هیچ تافت و ژلی ندارد برای مرد‌ها بسیار خوشایندتر و دوست داشتنی‌تر است.

کرم پودر زیاد و سنگین

کرم پودر برای این است که خطوط ریز و لکه‌ها را بپوشاند و پوست‌تان را سالم و لطیف جلوه دهد. حتی کرم پودر می‌تواند رنگ چهره را روشن و درخشان کند. اما اگر کرم پودرتان خودش را نشان بدهد پس یعنی کارتان را حرفه‌ای انجام نداده‌اید. کرم پودر روی پوست‌تان را نه تنها هیچکس نباید ببیند بلکه حتی خودتان هم نباید ببینید. کرم پودر باید به خوبی روی پوست‌تان بنشیند وگرنه جلوه‌ی خوبی ندارد و هیچ مردی دوست ندارد با چنین صحنه‌ای روبرو شود.

زرق و برق روی پلک‌ها

اگر میکاپ آرتیست حرفه‌ای نیستید بهتر است استفاده از سایه چشم‌های براق و درخشان را کلا فراموش کنید. خیلی کم هستند خانم‌هایی که چنین سایه چشم‌هایی به زیبایی‌شان اضافه می‌کند. سایه چشم مات همیشه بهتر است، زیرا چین و چروک‌های پلک را نشان نمی‌دهد.

مژه‌های به هم چسبیده

این اتفاق معمولا زمانی می‌افتد که زیاد ریمل می‌زنید. مژه‌ها با ریمل زیاد به هم می‌چسبند و جلوه‌ی خوبی ندارند. همیشه از ریمل با کیفیت از برندی خوب استفاده کنید. چند برند را امتحان کنید تا بینید کدامیک برای شما از همه مناسب‌تر است. ریملی که روی پلک‌های‌تان پخش نشود یا بعد از یک دو ساعت نریزد و پاک نشود مناسب است. بعد از ریمل زدن از یک برس مخصوص مژه برای باز کردن مژه‌ها از هم و برداشتن ریمل اضافی استفاده کنید.

مو‌های اضافی

چه بخواهید و چه نه، مرد‌ها پوست نرم و فاقد مو را می‌پسندند. بهتر است پا‌ها و زیر بغل‌تان را کاملا تمیز و شیو کنید. این جور چیز‌ها حتی از آرایش هم مهمترند، چون نشان می‌دهند شما به بهداشت و تمیزی‌تان اهمیت می‌دهید و حتی فاقد آرایش هم می‌توانید جذاب باشید.

پوست خشک

لمس کردن پوست خشک خوشایند نیست. آرنجی که از خشکی زبر شده یا پاشنه‌های ترک خورده ظاهر بسیار بدی دارند. از مرطوب کننده‌های خوب و مغذی و کرم‌ها و لوسیون‌هایی که متناسب با نوع پوست‌تان هستند استفاده کنید و پوست‌تان را همیشه لطیف و مرطوب نگه دارید.

دهان بد بو و دندان‌های زرد

دندان‌های زرد و نفسی که بوی نامطبوعی دارد هرگز و برای هیچکس جذاب نیست. ببینید مشکل از کجاست. سیگار می‌کشید؟ یا اینکه فقط بهداشت‌تان کافی نیست؟ شاید زیاد قهو یا چای می‌نوشید؟ به هر جال تمام تلاش خود را بکنید تا هر چه زودتر مشکل را رفع کنید. از خمیر دندان سفید کننده استفاده کنید تا لبخند‌هایی درخشان‌تر و زیباتر داشته باشید. علت بد بویی دهان‌تان را نیز پیدا کنید تا متناسب با این علت، راهکار درست را در پیش بگیرید.

خط لب تیره

فرض کنید به یک شام دعوت شده‌اید، پس باید در رژلب و خط لبی که انتخاب می‌کنید بینهایت دقت کنید، زیرا باید در نظر بگیرید بعد از خوردن غذا، احتمالا رژلب‌تان محو می‌شود و خط لب نمایان خواهد شد. اگر خط لب‌تان تیره‌تر از رژلب یا رنگ طبیعی لب‌های‌تان باشد جلوه‌ی بسیار بدی پیدا می‌کنید که ابدا خوشایند نیست. چنین تضادی را هیچکس نمی‌پسندد. رژلب‌تان را از نزدیک‌ترین رنگ به رنگ طبیعی لب‌های‌تان انتخاب کنید و سعی کنید خط لب‌تان نیز از همان رنگ باشد.

جهت رزرو مشاوره تلفنی و حضوری با این شماره تماس بگیرید 09374071940

3 رفتار زنان که مردان را اذیت می کند
بازدید : 143
سه شنبه 5 خرداد 1399 زمان : 16:23

چگونه عادت مطالعه و کتابخوانی را در خود ایجاد کنیم و کتابخوان شویم

شاید شما به تازگی متقاعد شده اید که مطالعه تاثیر مثبتی بر زندگی شما دارد. مطالعه می‌تواند پنجره‌های متنوعی را به زوایای گوناگون جهان در برابر شما باز کند. شما با مطالعه‌ی کتاب‌های مختلف می‌توانید آگاهی خود را نسبت به انسان، جهان و طبیعت بالاتر ببرید. از همه مهمتر تحقیقات ثابت کرده اند که مطالعه عملکرد مثبتی بر فعالیت مغز دارد و از بروز آلزایمر جلوگیری می‌کند.
شما شاید دوست دارید که مطالعه را به عادت مادام العمر خود بدل کنید و وقتی با خود فکر می‌کنید که این همه کتاب خوب در دنیا وجود دارد بیش از پیش مصمم تر می‌شوید. اما یک نکته وجود دارد و آن اینکه: کتاب‌های بی شماری در اقصی نقاط جهان نوشته شده اند. کدام یک از آنها را باید در لیست کتاب‌هایتان قرار دهید و به فراخور حال خود از آنها بهره مند شوید؟

چگونه علاقه خود را به مطالعه و کتابخوانی افزایش دهیم و کتاب را بخشی از زندگی خود کنیم

برای عادت به مطالعه بیشتر باید راجع به موضوعاتی مطالعه کنید که به آنها علاقه دارید
فرقی ندارد مهم این است که در رابطه با آن چه که دوست دارید مطالعه کنید. بالاخره هیچ کس دوست ندارد عمرش را برای چیزی که دوست ندارد تلف کند. شاید خانواده تان بیشتر کتاب‌های داستانی می‌خوانند و شما شعر را ترجیح می‌دهید. به آنها کار نداشته باشید و عشق خود را دنبال کنید. بیشتر به دنبال کتاب‌هایی بروید که دوست دارید راجع به موضوعات آنها با دیگران صحبت کنید. چه چیزی دوست دارید یاد بگیرید؟ دنبال همان بروید.

برای عادت به مطالعه بیشتر باید تلاش کنید غیر از فارسی زبان دومی‌را هم بدانید

طبیعی است دست شما در پیدا کردن کتاب مناسب بازتر میشود. شاید برای کسانی که کار فنی میکنند یا فلسفه میخوانند، زبان آلمانی، برای مدیریت و اقتصاد زبان انگلیسی و برای شیفتگان ادبیات زبان فرانسه گزینه‌های جذابی باشند. البته من در این مورد صاحب نظر نیستم و این حرف کاملاً سلیقه شخصی من است. دانستن زبان دوم حتی میزان درک زبان اول را نیز بالا می‌برد. این نکته‌‌‌ای است که سالهاست در روانشناسی اثبات شده است.

برای عادت به مطالعه بیشتر باید کتاب مورد نظر خود را از اول روزنامه وار بخوانید

شاید در ابتدا ندانید که آیا این کتاب را دوست دارید بخوانید یا نه. نمی‌دانید که آیا نیازمند مطالعه‌ی تحلیلی است یا نه. اما به نظرتان اینطور می‌آید و یا حداقل آن کتاب حاوی اطلاعاتی است که نیازمند اندیشه‌ی عمیق است. دوم اینکه فرض کنیم وقت محدودی برای دریافتن اینکه کتاب مورد نظر از چه نوعی است دارید. در این شرایط، کاری که باید بکنید این است که کتاب را روزنامه وار بخوانید و یا به عبارتی یک مرور اجمالی بر مطالب آن داشته باشید.هدف اصلی شما این است که از چند و چون و سطحی و عمیق بودن کتاب آگاه شوید. با این کار خیلی چیزهای دیگر راجع به کتاب خواهید فهمید و خواهید دانست که آیا ارزشش را دارد که از اول تا آخر با دقت بیشتر بخوانیدش یا نه.

برای عادت به مطالعه بیشتر باید کتاب‌هایی بخوانید که خوب ترجمه شده باشد

متأسفانه در جامعه ما، ترجمه بسیار سلیقه‌‌‌ای است و انسانهای زیادی را می‌بینید که برای یادگرفتن بهتر زبان، دست به ترجمه کتابها میزنند. حتماً در زمان خرید یک کتاب، یک صفحه آن را به صورت تصادفی باز کنید و کامل بخوانید و اگر دیدید با نگارش راحت نیستید کتاب را نخرید. حتی اگر مطمئن ترین فرد آن کتاب را به شما توصیه کرده بود.

برای عادت به مطالعه بیشتر باید از قاعده‌ی 50 صفحه استفاده کنید

طبق قانون 50 صفحه، باید بدانید که با خواندن 50 صفحه از یک کتاب خواهید دانست که آیا ارزش تمام کردن را دارد یا نه. اگر 50 صفحه از کتاب را تمام کردید و متوجه نشدید که کی ۵۰ صفحه را تمام کرده اید خیلی خوب است! به خواندن ادامه دهید. اما اگر برای هر ورق با خودتان درگیر هستید و دوست دارید زودتر تمام شوید و علاقه تان افزایش یابد و یا از خیلی از لغات آن سر در نمی‌آورید و یا با شخصیت‌های داستانی ارتباط برقرار نمی‌کنید و یا کلا علاقه‌‌‌ای به موضوع ندارید بهتر است کتاب را زمین بگذارید.

برای عادت به مطالعه بیشتر باید برای کتابخوانی زمان و مکان مشخصی در نظر بگیرید

یک صندلی یا یک پشتی یا یک گوشه اتاق یا داخل مترو یا هر جا که دوست دارید، اما عادت کنید که زمان و مکان مشخصی وجود داشته باشد و همیشه در آنجا کتاب. به این شکل ذهن شما شرطی میشود. هر وقت در آن محل قرار گرفتید ناخودآگاه، ذهن شما متمرکز میشود و آماده کتاب خواندن میشوید.

برای عادت به مطالعه بیشتر باید وقت مطالعه پیدا کنید

برای مطالعه اصلا نیازی نیست که وقت زیادی داشته باشید. بلکه از وقت‌هایی که در طول روز هدر می‌روند با مطالعه نهایت استفاده را ببرید. باور کنید اصلا ضرر نخواهید کرد. مهم این است که این فهرست را جلوی چشم خود داشته باشید و کتاب‌های آن را داخل کیف کوله پشتی، لپ تاپ و یا دستگاه کتابخوان خود بگذارید و در مترو، پارک، دفتر کار ، مطب پزشک و زمانی که برای انتظار سرو غذا در رستوران هدر می‌دهید به مطالعه بپردازید. بهتر است بدانید که چیزی که آخر شب‌ها به داشتن خواب آسوده و عمیق کمک می‌کند کتاب است نه تلویزیون. قبل از خواب، به جای تلویزیون و گشت زدن در کانال‌های تلگرام حدود یک ربع تا بیست دقیقه به مطالعه‌ی مفید اختصاص دهید.

جهت رزرو مشاوره تلفنی و حضوری با این شماره تماس بگیرید 09374071940

خدایا، گناهان آشکار و نهان ما را بیامرز!
بازدید : 182
سه شنبه 5 خرداد 1399 زمان : 16:23

بیشتر کلمات مورد استفاده کودکان و رفتارهایشان ناشی از تقلید از والدین خود یا بزرگ ترهای دیگر در اطراف انها است. شاید شما هم مانند بعضی از پدر و مادرها، گاهی از کلماتی که از دهان فرزندتان بیرون می‌آید یا رفتاری که انجام می‌دهد، حسابی تعجب می‌کنید. تربیت کودک اصلی ترین وظیفه هر پدر و مادری است. ارزش‌های اخلاقی مهمی‌در زندگی وجود دارد که باید آنها را به کودک تان بیاموزید. بسیاری از والدین گمان می‌کنند نیازی نیست به کودکان در سنین پیش از دبستان اصول و ارزش‌های مهم اخلاقی و انسانی آموخته شود چون آنها کم سن و سال هستند و درک این مسائل برایشان دشوار است یا اینکه آموختن این مسائل را به آموزگاران واگذار می‌کنند.

امروزه بیشتر والدین با فرزندانشان طوری رفتار می‌کنند که گویی فقط آنها در دنیا اهمیت دارند و بر همه مقدم هستند. در حالی که این یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که والدین در ارتباط با فرزندانشان مرتکب می‌شوند و در آینده حتی خودشان نیز گرفتار عواقب چنین رفتار نادرستی خواهند شد. فرزندان شما از لحظه تولد از قدرت فهم و درک برخوردارند و از همان لحظه ورود به دنیا باید تربیت شوند.

آموزش ارزش‌های اخلاقی به کودکان


آموزش اهمیت صداقت داشتن در زندگی به کودکان

اهمیت صداقت را برای کودک تان توضیح دهید . به کودکان کمک کنید راهی برای بیان حقیقت پیدا کنند . بهترین راه برای تشویق کودکان به صداقت‌ و راستی‌پیشگی این است که خودتان آدمی‌روراست باشید و این را به آنها نشان بدهید. کودکان سرنخ‌ها را از شما می‌گیرند؛ پس باید از هر نوع نیرنگی دوری کنید حتی اگر پیش‌پاافتاده و بی‌اهمیت باشند. یکی دیگر از راه‌های تشویق به روراستی اجتناب از واکنش اغراق‌آمیز در برابر دروغگویی بچه‌ها است. بهتر است کودک‌تان را کمک کنید تا راهی برای گفتن حقیقت پیدا کند.

اگر اهمیت صداقت را برایشان توضیح دهید و آنها را مطمئن کنید که همیشه برای شنیدن حرف‌های راستشان آماده اید، آن وقت احتمال حرف راست شنیدن از آن‌ها خیلی بیشتر می‌شود؛ به خصوص زمان‌هایی که می‌دانند کار اشتباهی انجام داده اند. خیلی از بچه‌ها به دلیل ترس از فریادهای والدینشان یا کتک خوردن، واقعیت را با والدینشان در میان نمی‌گذارند. باید به آن‌ها گفت که رفتار بد آن‌ها عواقبی خواهد داشت اما همیشه به خاطر این که شجاعت لازم را برای گفتن واقعیت داشته اند، تحسین شان کنید. از همه مهم تر این که شما هم همیشه باید فردی صادق باشید زیرا اگر در شما بی صداقتی ببینند، آن‌ها نیز این رفتار را یاد خواهند گرفت و توصیه‌های شما بی اثر خواهد شد.

آموزش داشتن اراده قوی و پذیرفتن چالش‌ها به کودکان

قاطعیت داشتن و تشویق کودکان به پذیرفتن چالش‌ها . عزم راسخ ارزشی‌ست که می‌توانید از سال‌های کودکی آن را پرورش بدهید. بهترین راه برای تقویت آن خوددرای از تعریف‌وتمجید‌های بی‌مورد و ارائه بازخوردهای صادقانه به‌شکلی ملایم و حمایت‌گرانه است.رااه دیگر برای تربیت فرزندان قاطع، تشویق آنها به انجام کارهایی‌ست که به‌سادگی میسر نمی‌شوند. گام بعدی ستایش آنها به‌خاطر قدم برداشتن در این مسیر است. به بچه‌ها به‌خاطر موفقیت در انجام این کارهای دشوار تبریک بگویید و نشان بدهید متوجه تلاش‌شان شده‌اید. کودک با شنیدن «آفرین! می‌دونم کاری سختی بود. باریکلا!» به خودش افتخار می‌کند و با قاطعیت بیشتری برای ادامه‌ی این رفتارها تلاش می‌کند.

زمانی که نتوانسته کاری را به درستی انجام دهد تشویق نابجای شما نه تنها موجب پیشرفت او نمی‌شود بلکه این تصور را در او ایجاد می‌کند که من هر کاری کنم درست است و والدینم مرا تشویق می‌کنند پس دیگر چه دلیلی دارد که بیهوده تلاش کنم؟! این موضوع را باید به کودکتان در سنین پایین بیاموزید و از تشویق کردن‌های بی جا در مواقعی که می‌دانید او برای انجام کاری خوب تلاش نکرده بپرهیزید و واکنشی صادقانه داشته باشید. آرام، مهربان و با روی خوش واقعیت را به فرزندتان بیاموزید تا واقع گرایی را بیاموزد و با پذیرفتن انتقاد آشنا شود به علاوه بیاموزد که اگر پاداش خوب و تشویق می‌خواهد باید برای آن تلاش کند.

زمانی که کودکتان در کاری خلاقیت به خرج می‌دهد یا زمانی که کار دشواری را به خوبی انجام می‌دهد او را تشویق کنید. مثلا اگر فرزندتان خجالتی است او را تشویق کنید با دیگر بچه‌ها بازی کند حتی اگر این کار او را معذب می‌کند و زمانی که توانست وارد جمع شود او را تشویق کنید. اگر کودکتان خیلی زود از کوره در می‌رود به او بیاموزید خودش را کنترل کند (مثلا به او بیاموزید تا 10 بشمارد یا چند نفس عمیق بکشد تا آرام شودو پرخاشگری نکند) سپس زمانی که توانست بر خشم خودش غلبه کندن او را تشویق کنید و به او بگویید: می‌دانم خیلی برایت سخت بود اما تو خیلی خوب از پس آن برآمدی.

آموزش جبران کردن اشتباه به کودکان

عدالت، بر جبران کردن تأکید کنید . برای درک درست عدالت، پدر ومادرباید کودک را تشویق کنند گامی‌برای جبران اشتباهش بردارد. گفتن «ببخشید» برای بچه‌ها ساده است؛ با گفتن آن به ‌سادگی از قید بازخواست رها می‌شوند؛ بدون اینکه به کاری که کرده‌اند فکر کنند. تأکید بر جبران اشتباه پیام محکم‌تری را منتقل می‌کند. اگر می‌دانید کودک‌تان رفتار ناشایستی با دیگری داشته است، به او کمک کنید راهی برای جبران رفتارش پیدا کند. کودکان باید بفهمند که شما می‌توانید آنها را به خوبی درک کنید و از احساسات آنها مطلع هستید و می‌دانید چرا او نتوانسته در چنین شرایطی رفتار درستی داشته باشد اما این کافی نیست چون اگر به این حد اکتفا کنید کودک گمان می‌کند حق داشته و اگرچه شما او را بازخواست و سرزنش کرده اید اما در موارد بعدی نیز واکنش مشابهی خواهد داشت چون شما فقط به او گفته اید که درکش می‌کنید اما چیزی در مورد رفتار صحیح به او نگفته اید. همچنین به او یاد ندادید که چگونه باید اشتباهش را جبران کند.

کودکتان بیاموزید راهی برای جبران اشتباهش بیابد مثلا برای عذرخواهی به کسی که او را رنجانده شکلات بدهد. عذرخواهی کردن و گفتن متاسفم شاید برای بعضی از کودکان دشوار باشد اما کم کم برای همه آنها عادی می‌شود چون راهی بسیار ساده است تا از عواقب اشتباهی که مرتکب شده اند رها شوند اما اگر کودکتان را وادار کنید که راهی غیر از عذرخواهی برای جبران اشتباهش بیاموزد اهمیت موضوع را بهتر برایش روشن می‌کنید. شاید زمانی که از فرزندتان خواستید راهی برای جبران اشتباهش بیابد او را به این نتیجه برسد که یکی از اسباب بازی‌هایش را به کسی که او را آزرده بدهد یا برای او یک نقاشی بکشد. با این کار به کودکتان می‌آموزید که درست رفتار کردن با دیگران مهم است درست به همان اندازه‌‌‌ای که خودش دوست دارد دیگران رفتار خوبی با او داشته باشند. کودکی که به موقع این موضوع را بیاموزد در آینده می‌تواند ارتباطات بهتری با دیگران برقرار کند و کمتر در ارتباط‌هایش آسیب ببیند.

آموزش پشتکار داشتن در کارها به کودکان

به کودک تان بیاموزید در کارهایش پشتکار داشته باشد . داشتن روحیه پشتکار به بچه‌ها کمک می‌کند هیچ وقت دلسرد نشوند و برای چیزهایی که می‌خواهند به تلاششان ادامه دهند. وقتی خیلی کوچک هستند کارهایی مثل راه رفتن، بازی کردن، غذا خوردن و از این قبیل را نمی‌توانند به خوبی و کامل انجام دهند اما آن قدر تلاش می‌کنند که موفق می‌شوند زیرا هنوز با معنی دلسردی و ناامیدی آشنا نشده اند. اما این مسئله با بالا رفتن سن تغییر می‌کند چرا که دچار ترس از شکست می‌شوند. شما به عنوان والدین آن‌ها باید به طور مداوم تشویقشان کنید که به راهشان ادامه دهند و بیشترین تلاششان را به کار گیرند. اگر فرزندان شما در سن کم پشتکار داشتن را بیاموزند، در بزرگسالی افرادی پرتلاش و سختکوش می‌شوند و یاد می‌گیرند که در هر کاری نهایت تلاششان را به کار گیرند.

آموزش احترام گذاشتن کودک به خود و دیگران

احترام را به کودک خود بیاموزید .بچه‌ها احترام را از محیط خانه و اعضای خانواده شان یاد می‌گیرند. اگر بچه‌ها ببینند که شما به عنوان والدین چقدر محترمانه با هم رفتار می‌کنید، چه قدر رفتارتان با خود آن‌ها و بقیه افراد خانواده مودبانه و محترم است، مطمئن باشید که از شما الگو برمی‌دارند. بچه‌ها رفتارها را درست مانند کلمات تقلید می‌کنند. گفتن کلماتی مانند «خواهش می‌کنم»، «لطفاً»، «متشکرم» و «عذر می‌خواهم» در مقابل آن‌ها، به آنها احترام و ادب را یاد می‌دهد. همچنین باید به آن‌ها یاد بدهید به نظرات و اعتقادات دیگران هم احترام بگذارند.

آموزش همدلی و اهمیت دادن به احساسات دیگران

واگذار کردن مشکلات کوچک و پرسیدن نظر انها برای پیدا کردن راه حل به کودکان حس نوع دوستی و کمک و رعایت حال دیگران را در آنها بیدار می‌کند به علاوه می‌آموزند که رفتارهای آنها در ایجاد احساس خوب یا بد در دیگران موثر است، به همین دلیل باید برای دیگران ارزش قائل شوند و مراعات حال آنها را بکنند در طول زمان هنگامی‌که کودک خردسالی متوجه می‌شود رفتار او می‌تواند لبخندی بر لبان دیگری بنشاند یا احساس خوبی در او پدید آورد می‌آموزد که باید با دیگران خوش رفتار باشد و زمانی که رفتار خوبی داشته باشد دیگران هم با او رفتار بهتری خواهند داشت.

آموزش مهربان بودن با دیگران به کودکان

اگرچه در طول روز خیلی خسته می‌شوید و حجم کاریتان بسیار زیاد است اما به یاد داشته باشید که شنیدن جمله دوستت دارم در پایان روز حداقل نیاز کودک است و شما مسوول برآوردن آن هستید. اجازه دهید کودکتان ابراز عشق کردن را از شما بیاموزد و ببیند که شما به کسانی که دوستشان دارید محبت می‌کنید. حتما در حضور کودکان به همسرتان محبت کنید این کار نه تنها هیچ اشکالی ندارد بلکه احساس امنیت و آرامش عمیقی در او ایجاد می‌کند. به کودکتان بگویید چقدر پدر بزرگ و مادر بزرگ، خاله و دایی و عمو و عمه‌هایش را دوست داریدو برایشان ارزش قایلید. هرگز اجازه ندهید روزی به پایان برسد و شما در آن روز به کودکتان ابراز عشق نکرده باشید. از راه‌های مختلف عشق و علاقه تان را به کودک نشان دهید. روی غذایش شکل قلب بگذارید، روی آینه اتاق یا دفتر نقاشی اش عکس قلب بگذارید، بدون هیچ دلیلی او را در آغوش بگیرید، عشق و محبت بیشتری از او دریافت خواهید کرد.

آموزش توانایی بخشش دیگران به کودکان

به کودک خود یاد بدهید اشتباهات دیگران را ببخشد . اگر بخشیدن دیگران به بچه‌ها آموزش داده شود، در بزرگسالی انسان‌های بهتری خواهند شد. آدم‌ها ممکن است چه خواسته چه ناخواسته در حق آن‌ها بدی کنند. این امری نیست که بتوانیم بچه‌هایمان را به طور کامل در برابر آن حفظ کنیم اما اگر بخشیدن را یاد بگیرند، محبت و مهربانی را هم یاد می‌گیرند. وقتی فردی به آن‌ها با گفتارش صدمه می‌زند و آنها می‌خواهند دردشان را ابراز کنند به حرف‌هایشان گوش دهید اما در آخر برایشان توضیح دهید که کینه داشتن از آن فرد فقط باعث تیرگی دل آن‌ها می‌شود. سعی کنید به آن‌ها بفهمانید که آن فرد به این علت به آن‌ها صدمه زده است که خودش هم در عمق وجود خود آسیب دیده است. تنها دلیلی که باعث می‌شود بخواهیم به دیگران آسیب بزنیم، این است که بخواهیم با صدمات و آسیب‌هایی که خودمان خورده ایم کنار بیاییم.

آموزش داشتن نگرش مثبت در زندگی به کودکان

به کودک تان بیاموزید در زندگی اش نگرش مثبتی داشته باشد . داشتن نگرش مثبت در کنار شوخ طبعی عالی است. خیلی وقت‌ها زندگی بسیار ناامیدکننده می‌شود و به عنوان افراد بزرگسال می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است اسیر منفی بافی شویم به خصوص وقتی همه چیز آن طور که ما دوست داریم پیش نرود و به آن چه می‌خواهیم نرسیم. در این شرایط امیدمان را برای داشتن فردایی روشن تر از دست می‌دهیم. بچه‌ها باید با اهمیت داشتن نگرش مثبت در زندگی آشنا شوند زیرا متاسفانه اتفاقات زندگی خیلی وقت‌ها موجب ناامیدی آن‌ها خواهد شد و وقتی این اتفاق بیفتد، اگر نگرشی مثبت داشته باشند خواهند توانست در زندگی پیش بروند و ایمان داشته باشند که زندگی برایشان شادی به ارمغان خواهد آورد. داشتن نگرش مثبت با داشتن والدینی مثبت شروع می‌شود. نشان دادن رفتار و نگرش مثبت از جانب شما اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا شما الگوی فرزندانتان هستید. اگر فقط از شما حرف یا رفتارهای منفی ببینند، آن‌ها هم همان طور رفتار خواهند کرد.

آموزش مقایسه نکردن خود با دیگران و اینکه هر انسانی منحصر به فرد است به کودکان

خاص بودن هر کسی را به کودک خود بیاموزید .هر چه سن بچه‌ها بالاتر می‌رود، یاد می‌گیرند خودشان را با همسالانشان مقایسه و تفاوت‌ها و شباهت‌های بین خودشان و آن‌ها را بررسی کنند و به طور مثال از شما درباره تفاوت میزان اسباب بازی‌ها یا اندازه اتاق خواب‌هایشان بپرسند. باید به فرزندانتان یادآور شوید که از همان ابتدای کودکی خاص هستند. آن‌ها را با همکلاسی‌ها یا دوستانشان مقایسه نکنید و برایشان توضیح دهید که بقیه آدم‌ها هم خاص هستند اما نباید به خاطر خاص بودنشان به طور متفاوتی با آن‌ها برخورد شود. ممکن است بچه‌‌‌ای بپرسد که چرا یک نفر این شکلی است یا این طوری حرف می‌زند یا رفتار می‌کند. برایشان توضیح دهید که چرا آن فرد متفاوت است و روی خصوصیات خاص آن فرد تاکید کنید. این موضوع به آن‌ها کمک خواهد کرد تفاوت‌های آدم‌ها را بپذیرند.

آموزش شکرگزاری به کودک به خاطر همه داشته‌های خود

به فرزندان خود یاد بدهید که هر روز حتی برای کوچک ترین نعمت‌هایی که دارند، شکرگزار باشند .به آن‌ها یاد بدهید که برای داشتن خانواده خوب، دوستان صمیمی، غذایی که می‌خورند، لباس‌هایشان، سقف بالای سرشان و سلامتی شان قدرشناس باشند. به آن‌ها نشان دهید که هر روز برای آن‌ها نعمتی است از جانب خداوند. حتی می‌توانید به آن‌ها یاد بدهید که از نعمت‌هایی که خداوند به آن‌ها بخشیده است،فهرست تهیه کنند. این کارها به آن‌ها آموزش می‌دهد که برای همه چیز باید شکرگزار باشند.

جهت رزرو مشاوره تلفنی و حضوری با این شماره تماس بگیرید 09374071940

چگونه به بیشتر خواندن کتاب عادت کنیم
بازدید : 180
سه شنبه 5 خرداد 1399 زمان : 16:23

پس از یک سال زندگی زناشویی، زن و مرد به زیبایی صورت هم فکر نمی‌کنند و فقط به خلق و خو و رفتار یکدیگر توجه دارند! (اسمایلز)

یکی از پیچیده ترین سوال‌هایی که جوامع امروز هنوز نتوانسته اند پاسخ مناسبی برای آن بیابند، این است: چرا زنان و شوهرانی که با بررسی همه جانبه و تفاهم کامل و بیشتر عاشقانه، زندگی مشترک را شروع می‌کنند، پس از چندسال، به یکنواختی رابطه و نوعی بی تفاوتی می‌رسند؟!

بر سر آنانی که با شیفتگی و دلدادگی آغاز زندگی خود را جشن می‌گیرند، چه می‌آید که مقابل هم می‌ایستند و حاضر نمی‌شوند یک قدم به نفع طرف مقابل عقب بنشینند؟ چرا گاهی از هم دلزده می‌شوند و به جای اینکه پایه‌های عاطفی پیوندشان محکم تر شود، سست تر می‌شود؟ چرا فقط تعداد کمی‌از همسران می‌توانند تا پایان با یکدیگر در تفاهم کامل و توأم با عشق به سر برند؟

دلایل و شواهد زیر هر چند برای این جدایی‌ها کافی نیست اما بیشترین نقش را در دوری زن و شوهر از یکدیگر دارند.

1- بی توجهی به رعایت اصول اولیه

بی توجهی به آنچه موجب آغاز عاشقی و دلدادگی شده؛ مثل خوب لباس پوشیدن، منظم و مرتب بودن، خوب غذا خوردن، وقت شناسی، خوش سخنی، رعایت آداب اجتماعی، هدیه خریدن، مهربانی کردن و جایگزینی این ویژگی‌های مثبت در زندگی زناشویی با رسیدگی نکردن به سر و وضع و بی توجهی به اصلاح و آرایش صورت، شکم پرستی و پرخوری، وقت نشناسی، بد زبانی، درغگویی و نامهربانی، رویاهای طرف مقابل را نقش بر آب می‌کند.

2- ایجاد شخصیت بدلی

وقتی حقایق را از هم پنهان می‌کنیم، اطلاعات غلط و نادرست به هم می‌دهیم و به دروغ ادعا می‌کنیم ویژگی‌های مثبتی داریم و خود را همسری آرمانی، خونسرد، بخشنده و مردمدار معرفی می‌کنیم اما در عمل خلاف اینها ظاهر می‌شویم؛ باید به همسرمان حق بدهیم نگاهی مانند گذشته به ما نداشته باشد!

وقتی پیش از ازدواج وعده‌هایی می‌دهیم که از انجام شان عاجزیم، باید آماده باشیم فردا به چشم قهرمان به ما ننگرند و به نقش ضد قهرمان سقوط کنیم. وقتی خود را کدبانو، خانه دار و صرفه جو معرفی می‌کنیم، اما از انجام نقش آنه ناتوانیم، باید آمادگی دلسردی همسرمان را داشته باشیم.

3- تفاوت فکری

ادامه تحصیل یکی و توقف دیگری، گرایش شدید یکی به مذهب، سیاست، ایدئولوژی یا به طور کلی ارتقای فکر و اندیشه اش در مقابل ایستایی دیگری، موجب می‌شود زن و مرد از هم فاصله بگیرند.

4- فرافکنی

هر انسانی در طی روز دچار فشارها و استرس‌هایی می‌شود که یا ناشی از خطاهای اوست یا علت خارجی دیگری دارد اما برای اینکه در مقابل این فشارها بی دفاع نباشد، به سلاحی متوسل می‌شود که در اصطلاح به آن «مکانیسم دفاعی روان» (Psychological Defense Mechanisms) می‌گویند. یکی از انواع رایج چنین مکانیسمی‌«فرافکنی» (Projection) است؛ یعنی اشتباهی کرده ایم اما نمی‌توانیم شجاعانه به آن اقرار کنیم؛ در نتیجه برای اینکه از دست خودمان عصبانی نشویم و خود را آرام کنیم، به ناچار تقصیر را به گردن طرف مقابل می‌اندازیم.
اگر این خطاها که اغلب طبیعی هستند، به شکل فرافکنی درآیند، زن و شوهر مدام نسبت به هم فرافکنی فاعلی و مفعولی خواهند داشت. وقتی شما سهم خود را در وضعیت بد پیش آمده انکار کنید و آن را ناشی از بی توجهی دیگران بپندارید، از «مکانیسم دفاعی روان» خود سود جسته اید تا در تعادل روانی باقی بمانید. اگر تمام این تقصیرها را متوجه نزدیکترین فرد در دسترس یعنی همسرتان سازید، بی شک نوعی دلسردی و بی علاقگی تدریجی در او ایجاد می‌شود. این است که زن و شوهر باید از همیشه با هم بودن بپرهیزند و گاهی با خود خلوت کنندتا بی جهت و با جهت از دست یکدیگر عصبانی نشوند.

5- رنجش حل نشده

وقتی زن و مرد از هم دلگیر می‌شوند و درصدد رفع آن برنمی‌آیند، وقتی اجازه می‌دهند ناراحتی و دلخوری شان روی هم انباشته شود، مانند خودرویی می‌شوند که باری از لجن حمل می‌کند. اگر این خودرو بار خود را خالی نکند، بوی بدش همه جار ا فرا می‌گیرد. همسرانی که رنجش‌های خود را رفع نمی‌کنند، باید انتظار داشته باشند رابطه شان سرد شود. وقتی یکی از دیگری می‌رنجد، بی منطق، بی انصاف و پرخاشگر می‌شود. حالات حدس بزنیدقضاوت چنین آدمی‌نسبت به همسرش چگونه خواهد بود؟!

این عوامل و موارد دیگری چون اختلاف در فرهنگ، سن، تربیت، سلیقه و طبقه اجتماعی، در ابتدای ازدواج خود را نشان نمی‌دهند؛ اما پس از اینکه التهاب دوره عاشقی و دلدادگی فروکش کرد، مجال ظهور پیدا می‌کنند.

در این صورت اگر زن و شوهر آگاهانه، جدی و صادقانه با مسائل بین خود برخورد کنند و در جهت رفع آنها با گذشت و ایثار بکوشند، بی تردید همه چیز به شکل دوست داشتن اولیه باقی خواهد ماند. اگر هر یک از همسران بدون توجه به مسائل دیگری به راه خود بروند، به یقین حاصلی جز جدایی و ویرانی کانون خانواده عایدشان نخواهد شد.

جهت رزرو مشاوره تلفنی و حضوری با این شماره تماس بگیرید 09374071940

ارزش های اخلاقی که والدین باید به کودکان خود آموزش دهند
بازدید : 148
شنبه 2 خرداد 1399 زمان : 14:23

کاریزما یک مهارتی است بسیار گسترده که افراد آن را از طریق تربیت و تمرین به دست میاورند.همیشه و در تمام جمع‌ها افرادی هستند که تاثیرات بیشتر و وعمیق تری بر وری دیگر افراد میگذارند. در بیشتر مواقع نظرات آنهاست که به کرسی مینشیند و البته افراد تابع آن نظر هم بسیار راضی از پیروی از آن نظر هستند. اما باید دید این افراد دارای چه ویژگی‌هایی هستند که دیگر افراد را به مسیر خود میاورند.

برقراری ارتباط چشمی‌موثر با دیگران در هنگام صحبت کردن و برقراری ارتباط با دیگران . دیدن با نگاه کردن متفاوت است. دیدن یک کار غیر ارادی است اما نگاه کردن همراه با توجه است. درهنگام گفت وگو به چشم‌های دیگران نگاه کنید. نگاه کردن به چشم‌ها نباید به صورت زل زدن باشد. درواقع منظور این است که در هنگام مکالمه به صورت فرد و نوع نگاهش دقت کنید.

استفاده درست و مناسب از زبان بدن مانند میزان لبخندی که روی لب دارید یا حالت چهره شما . اشتیاق یعنی شور و علاقه واقعی شما به یک موضوع. توجه کنید که شما هرگز نمیتوانید تظاهر کنید. اشتیاق احساسی است که عمیقا از وجود شما سرچشمه میگیرد.

مهارت گوش دادن همیشه به خاطر داشته باشید که خوب گوش دادن با شنیدن متفاوت است. امروزه گوش دادن جز مهارت‌های اجتماعی مهم تلقی میشود. اگر طی صحبت افراد ناگهان با افکارتان به جای دیگری رفتید، برگردید و از او عذرخواهی کنید و بخواهید که دوباره صحبتش را تکرار کند.

در هنگام برقراری ارتباط و صحبت با دیگران انها را به اسم صدا کنید هر چه بیشتر ، بهتر.با این کار به افراد حس خاص بودن را القا می‌کنید.

استفاده از زبان بدن، زبانی بین‌المللی است. مردم می‌‏توانند به صورت ناخودآگاه حرکات بدن و صورت شما را برای خودشان ترجمه کنند.

اعتماد به نفس هم که بخش بسیار مهمی‌از کاریزما است. آدم‌ها هم شما را به خاطر داشتن اعتماد به نفس بالا تحسین می‏‌کنند، چون خودشان دائما با مشکل اعتماد به نفس درگیرند. بدن از ذهن پیروی می‌کند. حرکت بدن ناخودآگاه است . مردم وقتی اعتماد به نفس را در شما می‌یابند که با آنها ارتباط چشمی‌برقرار کنید. اگر واقعا به آنچه که ارائه میدهید مسلط هستید، اعتماد به نفس داشته باشید. سوالات افراد را با آرامش پاسخ دهید تا مانع از تهاجم آنها آنها به کارتان شوید. این اعتماد به نفس شما در زمان ارائه کار خود میتواند مهری بر اثبات درستی کار شما باشد.

مهارت صحبت کردن این مورد یکی از مهمترین مهارتهای زندگی است. از طریق صحبت کردن شما میتوانید اطلاعات بسیاری از طرف مقابل خود به دست آورید. اما چگونگی مکالمه و هدایت آن شرط است. باید بدانید که بسیاری از افراد از مکالمه بیزارند و بسیاری زود از کوره درمیروند. با دانستن اصول اساسی صحبت کردن بسیار موفق تر از قبل خواهید بود.

از به کار بردن عبارات منفی در مکالمات خود خودداری کنید.زیرا کاریزمای شما را پایین می‌اورد. سعی کنید مسیر گفتگو را به سمت چیزهای مثبت بکشانید. به این ترتیب آدم‌هایی که به این گفتگو گوش می‌دهند، متوجه می‌شوند این شمایید که استاندارد گفتگو را تعیین می‌کنید. پس یادتان باشد: مثبت‌اندیشی و نه هیچ چیز دیگر.

از قدرت کلمات استفاده کنید . خالصانه و صمیمانه از مردم تعریف کنید. خیلی‌ها به جزئیات توجه نمی‏‌کنند و فرصت‌هایی که برای تعریف کردن از دیگران دارند را از دست می‌دهند. به همین دلیل است که اگر واقعا از کسی تعریف کنید، این جریان در ذهن او می‌ماند.

جهت رزرو مشاوره تلفنی و حضوری با این شماره تماس بگیرید 09374071940

گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی ( 16 )
بازدید : 142
شنبه 2 خرداد 1399 زمان : 14:23

قصه گویی چه تاثیری در زندگی کودک دارد. قصه زندگی را از نوع آغاز می‌کند. قصه ، خیال پردازی را غیر مستقیم را به کودک یاد می‌دهد. قصه در ذهن کودک سوال ایجاد می‌کند و به کودک یاد می‌دهد حوادث را بهم بچسباند. قصه باعث می‌شود کودک خدا را پیدا کند و واقعیت‌ها را کشف کند.کودکان از طریق قصه‌ها با محیط پیرامون خود آشنا میشوند. هر قصه‌‌‌ای میتواند فضایی را به وجود بیاورد که کودکان هنگام رویارویی با نمونه‌های واقعی، رفتار و واکنش مناسبی را از خود نشان دهند. برای منظم شدن و فعال شدن کودکان در امور هم قصه گویی یک آموزش جذاب است قصه‌ها می‌توانند به کودکان یاد بدهند که چگونه روی کار تمرکز کنند و با دقت آن کار را پیش ببرند.

قصه‌ها به کودکان یاری می‌رسانند تا ارتباط‌ها را درک کنند رابطه‌‌‌ای که بین شخصیت‌های یک قصه وجود دارد، می‌تواند به کودک یاری برساند که خود چگونه این موارد را در زندگی رعایت کند. کودکان از آن جا که هنوز تجربه گستردهای در شناخت دنیا ندارند، سعی می‌کنند که با ارتباط دادن بین آموخته‌های قبلی و موضوعهای جدید به تعادل ذهن خود کمک کنند. این روند معمولا با تخیل کودک عجین میشود و او را یاری میکند که با منطق خود به کشف و شناخت دنیا اقدام کند و بر اساس چنین روندی است که از قصه‌های تخیلی لذت می‌برند و از آنها بهره برداری می‌کنند.

قصه گویی آن قدر دارای قدرت است که اگر از این ابزار به درستی استفاده نشود ، می‌تواند زمینه را برای ایجاد تعارض در فرد فراهم آورد . کودک زمانی که بزرگ تر می‌شود و یکی دوسالی از زندگی اش می‌گذرد، توجه بیشتری به قصه نشان می‌دهد، با این حال علاقه‌‌‌ای به یک جا ماندن و گوش سپردن فراوان ندارد؛ چرا که کنجکاوی در جهان اطرافش و کشف آن، ذهنش را مشغول کرده است.
از زمانی که کودک توانایی توجه کردن به حرف‌های شما را پیدا می‌کند، زمان قصه گویی شروع می‌شود. بنابراین از همان نوزادی هم می‌توان قصه گفتن را شروع کرد.

تاثیر قصه گفتن والدین در رفتارهای کودکان

قصه‌ها، بهترین راه برای گفت وگو با کودکان در مورد سوء رفتارهای انها است. واضح است که منظور ما نصیحت و سرزنش به شکل مستقیم نیست. قصه‌ها حکم شربت شیرینی را دارند که با آن می‌توان تلخی دارو را به راحتی تحمل پذیر کرد. رفتارهای کودک ترسو و خجالتی، کودک پرخاشگر و قلدر و... را می‌توانید با قصه‌ها درمان کنید.چطور ممکن است یک داستان ساده جلوی پرخاشگری کودک را بگیرد یا بر ترس و خجالت کودکی دیگر فائق آید. حسی که کودک پس از شنیدن یک داستان خوب دارد، مانند احساسی است که ما پس از تماشای یک فیلم خوب پیدا می‌کنیم.

چگونه قصه را برای کودک خوب مجسم و تعریف کنیم

یک قصه گوی خوب در ابتدای امر باید در انتخاب قصه دقت کند.
با توجه به سن و سال کودک، روحیه و شرایط استعداد و ذهن و فهم او و با توجه به شرایط محیطی و نیاز کودک دست به انتخاب قصه‌هایی بزند که آموزه‌های مورد نظر را به کودک انتقال دهد.
شما به عنوان یک قصه گو باید قصه را مانند یک تابلوی نقاشی در برابر کودک ترسیم کنید. بهتر است داستان‌هایی با پایان خوش را برای کودکتان انتخاب کنید؛ داستان‌هایی که در آنها خوبی بر بدی غلبه می‌کند، شخصیت خوب داستان پیروز می‌شود و مشکلات و سختی‌ها برطرف می‌شوند و شخصیت شرور و بد به سزای عملش می‌رسد یا متحول می‌شود.

فواید قصه گویی توسط والدین برای کودکان

در عین حال قصه‌ها موجب میشوند تا کودکان بتوانند با گسترهای از کلمه‌ها آشنا شوند. کلمه‌هایی که ممکن است در گفتگوی روزانه هیچ وقت مورد استفاده قرار نگیرند همچنین قصه‌ها موجب می‌شوند تا کودکان با تجربه‌ها، احساسها، عواطف و شیو ه‌های نگرش بزرگترها آشنا شوند.

قصه‌ها، بهترین راه برای گفتگو با کودکان در مورد سوء رفتارهای انها است. واضح است که منظور ما نصیحت و سرزنش به شکل مستقیم نیست قصه‌های نادرست را برای بچه‌ها تعریف نکنیم.البته باید مراقب باشیم که تلاش برای رشد خیال و وهم در فرد، منجر به توهم گرایی یا القای شبه آگاهی در او نشود. بنابراین قصه گویی آن قدر دارای قدرت است که اگر از این ابزار به درستی استفاده نشود،می‌تواند زمینه را برای ایجاد تعارض در فرد فراهم آورد که باید به این نکته نیز توجه داشت؛ چرا که قصه گویی به شکل منفی،سبب می‌شود دیدگاه‌های کودکان در معرض آسیب قرار بگیرد.

موضوع مهم دیگر که تاثیر زیادی بر فرایند اجتماعی شدن کودک دارد این است که قصه‌ها پیامها و ارزش‌هایی را به مخاطب خود منتقل می‌کنند کودک در اثر شنیدن، تکرار شنیدن و حتی فکر کردن به قصه میتواند این پیامها را جذب کند و ارزشهای خانوادگی، اجتماعی و انسانی را بگیرد.غیرمستقیم بودن این پیامها موجب میشود که برای کودک دلنشین تر، جذاب تر و دوست داشتنی تر شود.

هم چنین قصه‌ها قدرت تمرکز و دقت کودکان را افزایش میدهند .کودکان در اثر شنیدن این توانایی را به دست می‌آورند تا بتوانند شنیدن فعال را تجربه کنند. آنها حتی برای اینکه بتوانند ماجرا را دنبال کنند، ضروری است که دقت و تمرکز لازم را برای خوب شنیدن تمرین کنند.

قصه گویی، بلند قصه گفتن هنگام خواب و نظم و ترتیب داشتن قصه گویی در دوران 2 تا 7 سالگی همه از عوامل موثر و زمینه ساز زنده کردن فرهنگ مطالعه در کودکان است. استمرار قصه گویی در این دوران در آینده از این کودکان خوانندگانی خوب و ماهر می‌سازد. مدت زمان قصه گویی، اگر به صورت همیشگی و منظم باشد می‌تواند از 5 تا 10 دقیقه شروع شود. این زمان را می‌توان با بالا رفتن سن بچه‌ها و افزایش دامنه لغات شان آرام آرام افزایش داد. از 4 سالگی و گاهی کمی‌زود تر می‌توانید گاهی از بچه‌ها بخواهید که آن‌ها برای شما قصه بگویند و هنگام قصه گویی با آن‌ها همراهی کنید.

در حقیقت از 3 تا 4 سالگی بچه‌ها معمولا این آمادگی را دارند تا بخشی از اتفاقاتی را که برای شان افتاده تبدیل به قصه کنند یا قصه‌های ساده‌‌‌ای را که شنیده اند بازگو کنند. در 5 یا 6 سالگی بچه‌ها از نظر ذهنی برای شنیدن افسانه‌ها آمادگی دارند.

بنابراین می‌توانید قبل از خواب یک یا دو افسانه کوتاه برایشان بگویید. از 6 سالگی به بعد بچه‌ها توانایی شنیدن قصه‌های بلند و قسمت به قسمت را دارند چون حالا دیگر ذهن آن‌ها می‌تواند بین قسمت‌های مختلف داستان ارتباط برقرار کند. البته قصه‌های بلندی را که برای قصه گویی انتخاب می‌کنید باید طوری باشد که هر شب قسمتی از آن به صورت منطقی تمام شود و مقدمات ماجرای بعدی هم در همان شب گفته شود.

جهت رزرو مشاوره تلفنی و حضوری با این شماره تماس بگیرید 09374071940

روش های افزایش کاریزما یا جذابیت
بازدید : 198
شنبه 2 خرداد 1399 زمان : 14:23

جایگاه پنهان کاری بین همسران کجاست؟ آیا شما هم رازی دارید که اگر افشا شود زندگی مشترک تان به خطر بیفتد؟ آیا فکر می‌کنید دروغ گویی جایی بین شما و همسرتان دارد؟ تفاوت دروغ گویی و پنهان سازی چیست؟

کافیست فقط نگاهی به دکه‌های روزنامه فروشی بیاندازید تا از جدیدترین دروغ‌های برملا شده در زندگی افراد پولدار و معروف باخبر شوید. چرا به این موضوعات علاقه داریم؟ آیا تاثیر مخفی کاری و دروغ را در روابط خودمان درک می‌کنیم؟

پنهان کاری

پنهان کاری به چیزی اطلاق می‌شود که بدون اطلاع افراد دیگر انجام شده یا صورت گرفته باشد. وقتی یکی از این افراد دیگر، همسر باشد، نه تنها شگفت زده می‌شویم که چرا این پنهان کاری وجود داشته، بلکه کنجکاو می‌شویم که حالا چه اتفاقی برای این رابطه می‌افتد و چه خطراتی وجود دارد.

تفکیک سازی در مقابل پنهان سازی

به طور واقع گرایانه هیچ رابطه‌‌‌ای همیشه و درهرحالتی کاملا آشکار و افشا نیست.

یکی از راههای حتمی‌تخریب یک رابطه و تضعیف عشق و احساس این است که توقع ارتباط مداوم و آشکارسازی همیشگی وجود داشته باشد و طرفین هیچ فضایی را برای فاصله از یکدیگر درنظر نگیرند. هیچ کس درباره کسی که هرگز او را به حال خود نمی‌گذارد، خیال پردازی نمی‌کند.

زوج‌های موفق معمولا افراد مستقلی هستند که از وابسته بودن به هم احساس راحتی می‌کنند اما معنا و درک روشنی از خود و هویت شان دارند.

اگر برای ناهار همبرگر می‌خورید، لزومی‌ندارد چنین ماجراهایی را به اطلاع طرف مقابل تان برسانید. این حقیقت که آن خانمی‌که در فلان جا دیده اید بسیار زیبا به نظر می‌رسد یا نفرت ناشناخته‌‌‌ای از روزهای تعطیل دارید، ممکن است مهم باشد یا نباشد.

این که درباره مردی که برای تان مزاحمت ایجاد کرده است، موضوع دیگری است. معیار این که آیا ممکن است کاری که می‌کنید یا وجود دارد، رابطه تان را به خطر خواهد بیاندازد این است که آیا لازم است آن را از همسرتان مخفی کنید یا خیر.

دلایل مخفی کاری

عقاید و تمایلات زیادی وجود دارد که یک همسر را وادار به نگه داشتن یک راز می‌کند. پنهان کاری‌ها بستگی دارند به ماهیت و اطمینان در رابطه و ویژگی‌های شخصیتی همسران.

اگر در رابطه‌‌‌ای سلطه و توقع حاکم باشد، ترس از قضاوت یا خشم بابت هرچیزی، از بیرون رفتن با دوستان گرفته تا وقت گذراندن در فروشگاه‌ها ممکن است به صورت راز دربیاید.

اگر یکی از همسران بابت رفتاری معتادگونه احساس شرمندگی کند یا به دلیل بدشانسی‌هایی چون از دست دادن شغل، خودش را سرزنش کند و یا حتی از جواب آزمایش اش بترسد احتمال رازداری و مخفی کاری اش زیاد است.

اگر بیرون از رابطه، علاقه‌‌‌ای شکل بگیرد، خیالپردازی ، عشوه گری و یا آرزوکردن چیزی که در رابطه کنونی فرد وجود ندارد معمولا رازداری و پنهان کاری را دربر دارد. اغلب این خیال باطل وجود دارد که می‌توان رابطه پنهانی داشت و همزمان زندگی مشترک را هم حفظ کرد.

هرچند استدلال‌ها و منطق‌های متفاوتی در مورد مخفی کاری در یک رابطه و خطرهای احتمالی وجود دارد، اما مشکلی که رازداری و پنهان کاری ایجاد می‌کند، لطمه زدن به اعتبار و اطمینان نسبت به زوج و ایجاد مانع در تبادل افکارو مذاکره و یا عدم تفکیک احساسات و عواطف یا مسائل مختلف است. ماهیت یک رابطه پنهانی، با تعهد نسبت به شریک زندگی مغایرت دارد.

خود اندیشی در راز‌ها

تشخیص نیاز واقعی به وجود فضایی جداگانه برای همسران ضروری است، تفکر درمورد دلیل این که دارید چیزی را از همسرتان پنهان می‌کنید ارزشمند است چون شما را به شناسایی نیاز واقعی به داشتن فضایی تفکیک شده می‌رساند.

آیا خودتان را اجبارا با توقعات و تقاضاهای سخت و انعطاف ناپذیر تطبیق می‌دهید؟ آیا به خاطر ترس پنهان می‌شوید؟ آیا خشم تان را بروز می‌دهید؟ آیا توجهی را که از سوی همسرتان نمی‌گیرید، در این رابطه پنهان دریافت می‌کنید؟

رازها را باید مانند گفت و شنودهای ناگفته با خود یا با دیگری مورد بررسی دوباره قرار داد، نه این که نادیده شان گرفت، چون اگر به آنها توجه نکنید، باعث ایجاد بن بست و از بین رفتن رابطه خواهند شد.

دروغ‌ها

دروغ یعنی اظهار نادرست به شخص دیگر به قصد این که او باور کند که درست است. وقتی افراد درگیر مخفی کاری و رازداری می‌شوند، معمولا برای حفظ راز درگیر دروغگویی هم می‌شوند. دروغ گفتن به شریک زندگی، اعتماد و صمیمیت را غیرممکن می‌سازد.

اساس حقیقت

یکی از ابعاد دردناک فهمیدن این که همسرتان به شما دروغ گفته است این است که خودتان را بابت باورکردنش سرزنش می‌کنید. در واقعیت، وقتی افراد در یک رابطه قرار دارند، احتمال این که شریک شان را راستگو بدانند بیشتر است تا این که فکر کنند فریب شان می‌دهد. اساسا باور این که کسی که دوستش دارید ممکن است فریب تان داده باشد، از نظر احساسی و ادراکی ناسازگار و متنافر است و نمی‌توانید آگاهانه این موضوع را واقعا بپذیرید.

نهان سازی

اگر از همسران بپرسید حالا که فهمیده اند همسرشان به آنها دروغ گفته است چه احساسی دارند، به شما خواهند گفت که پنهان کاری از خود آن رفتاری که مخفی مانده است بدتر بوده است. مانند رازها، بیشتر دروغگویی‌ها ناشی از ترس و پیش گمانی هستند، نه تجسمی‌منطقی از این که اگر همسرشان درمورد رفتارشان(مثلا تصادف جزئی، رابطه آنلاینی، یا استفاده از پورن) بداند چه واکنشی نشان خواهد داد. در نتیجه همسران در چرخه معیوب دروغگویی- افشاسازی گرفتار خواهند شد.

همسری که مورد خیانت واقع شده به دلیل مخفی کاری موضع تهاجمی‌گرفته و همسر دروغگو هم در موضع تدافعی قرار می‌گیرد. مثلا: "می‌دانستم که این کار را خواهی کرد!"

مسائل واقعی و یا حتی بحث‌های اساسی هرگز حل و فصل نخواهند شد و آزردگی، انتقام، و خشم همیشه گی رشد می‌کند. در نتیجه فرصت فهم، پشیمانی، اعتماد و تمرین با یکدیگر هم از دست داده می‌شود.

خط و مشی درستکاری

یک کارشناس ازدواج، در تلاش مستمرش برای کمک به زوج‌ها جهت بهترین بودن شان در زندگی مشترک، تحقیق و تجربه بالینی انجام داد تا نشان دهد که تعهد به درستکاری در مسائل کوچک و بزرگ، پیمانی واقعا پیشگیرانه برای همسران بوده و تا حدود بسیار زیادی احتمال خیانت را کاهش می‌دهد چون ازدواج بر پایه‌ی اعتماد و امنیت در افشاسازی شکل گرفته است. باید فضایی برای بیان آزادانه رنجش و ناراحتی، تنهایی و یا ناامیدی وجود داشته باشد تا مخفیانه تخلیه نشود.

یک روان شناس در کتابش، خط و مشی درستکاری فعل و انفعالی را توصیه می‌کند. وقتی این موضوع مطرح می‌شود که آیا همسرتان حساب بانکی بازکرده است یا نه، یا برای بچه دار شدن برنامه ریزی کرده، حقیقت اهمیت پیدا می‌کند چون اساس، اعتماد و احترام پاینده است. امنیت داشتن برای افشاسازی، درستکاری را که چارچوب رابطه است تقویت می‌نماید.

نباید امکانی برای پنهان کاری بوجود بیاید

در یک ازدواج ، مشکلی که در رابطه با پنهان کاری‌ها و دروغ‌ها وجود دارد این است که برازنده و درخور نیستند. عجیب است که یکی از بدترین رازهایی که در زندگی مشترک حفظ می‌شود، عشق و قدردانی از یکی از همسران توسط آن دیگری است. شهامت پرده برداری از رازهای مثبت چیزی است که باید بر آن مسلط بود چون بهترین تضمین عشق و وفاداری است که یک زوج می‌توانند پیدایش کنند.

جهت رزرو مشاوره تلفنی و حضوری با این شماره تماس بگیرید 09374071940

چرا باید برای کودکان قصه بگوییم
بازدید : 131
چهارشنبه 30 ارديبهشت 1399 زمان : 12:22

رفتار‌های خود خواهانه می‌ تواند تاثیر منفی بر ازدواجتان بگذارد. 5 مورد از متداول‌ ترین این رفتار‌های مخرب را برایتان عنوان می‌ کنیم که ممکن است بدون اینکه بدانید همین حالا در ازدواج شما هم وجود داشته باشد. باید این رفتار‌ها را بشناسید و روش‌‌های پیشگیری از آن‌ها را هم یاد بگیرید.

خیلی از زوج‌‌هایی که پیش مشاوره‌‌های خانواده می‌ روند، هر دو طرف نیت خوبی دارند و می‌ خواهند رابطه‌شان را نجات دهند و در آخر متوجه می‌شوند علت اینکه کار رابطه‌ شان به این جا کشیده همین 5 رفتار خود خواهانه بوده است.

1. اینکه طی یک بحث یا مشاجره به جای اینکه به حرف‌‌هایی که طرف‌ مقابلتان می‌ زند فکر کنید، به فکر واکنش دفاعی خودتان باشید.

این یکی از متداول‌ترین رفتارهایی است که در زوج‌ها می‌توان دید. افراد معمولاً درمورد مشکلات و خستگی‌های خودشان خوب حرف می‌زنند و آنها را ابراز می‌کنند ولی وقتی نوبت به حرف زدن طرف‌مقابلشان می‌رسد، حالت دفاعی به خودشان می‌گیرند. همین باعث می‌شود که خوب به حرف‌های همسرشان گوش نکنند. توصیه ما این است که دقیق به حرف‌های همسرتان گوش کنید و سعی کنید پیامی‌که می‌خواهد به شما بدهد را درست بگیرید، بدون هیچ بی‌احترامی‌و تمسخر. حتی نوشتن حرف‌هایی که همسرتان می‌زند برای بالا بردن تمرکزتان می‌تواند مفید باشد.

2. اینکه در مورد مسائل و مشکلات شخصی و همچنین مشکلاتتان در رابطه با همسرتان صحبت نکنید.

مطمئناً هیچ انسانی نمی‌تواند فکر دیگران را بخواند، همسر شما هم از این قاعده مستثنی نیست. خیلی خودخواهانه است که توقع داشته باشید که او دقیقاً بداند که چه خبر است و چه مشکلی دارید و به کمکتان بیاید. ممکن است استرس‌های کاریتان باشد، نگرانی‌های مالی یا رفتارهایی از همسرتان که برایتان آزاردهنده است. این لیست می‌تواند خیلی طولانی باشد و حرف نزدن درمورد آنها موجب خشم و کینه و آزار همدیگر می‌شود. حرف زدن با هم و گوش کردن به حرف‌های همدیگر قسمت زیادی از ناراحتی‌های شما را برطرف خواهد کرد.

3. اینکه مدام حدس و گمان بزنید: همیشه همه چیز را نباید به خودتان بگیرید!

یکی از عواقب رفتار خودخواهانه قبلی این است که درمورد رفتار طرفتان حدس و گمان بزنید و آن را به خودتان بگیرید. وقتی آدم‌ها دچار استرس می‌شوند، ممکن است رفتارشان هم در رابطه با همسرشان عوض شود. ممکن است مدام عصبانی و زودرنج شوید و این رفتار باعث می‌شود که طرف مقابل آن را به خودش بگیرد و ناراحت و عصبانی شود. در بهترین حالت بهتر است که طرفی که استرس دارد با همسرش صحبت کند اما ازآنجایی که هیچکدام از ما آدم‌های کاملی نیستیم، ممکن است هیچ نگوییم و در اینصورت وظیفه طرف‌مقابل است که با نرمی‌و لطافت موضوع را مطرح کند و درمورد مشکلات همسرش سوال کند. وقتی می‌خواهید این کار را بکنید، یادتان باشد که پیش‌داوری‌هایتان را کنار بگذارید. به عبارت دیگر، تصور نکنید که همسرتان قصد حمله به شما و آزارتان را داشته است، در عوض به خودتان یادآور شوید که او هنوز هم همان کسی است که شما انتخابش کرده‌اید و عاشقش هستید.

4. اینکه نگران نیاز‌های جنسی خودتان باشید و نیاز‌های جنسی همسرتان را نادیده بگیرید.

رابطه‌جنسی بخش بسیار مهمی‌از ازدواج است و مشکل بسیاری از زوج‌هایی که پیش مشاوره خانواده می‌روند هم همین است. مشکلت مربوط به رابطه‌جنسی معمولاً شامل تفاوت در میزان میل جنسی و انتظارات فرد از آن می‌شود. خیلی مهم است که با هم درمورد این موضوعات صحبت کنید. هیچ اشکالی ندارد که توقعات خودتان را از رابطه‌جنسی با همسرتان در میان بگذارید. بعد از اینکه از انتظارات هم باخبر شدید، باید سعی کنید آنها را در نظر گرفته و به آنها احترام بگذارید. صحبت کردن باهم اهمیت بسیار زیادی در این زمینه دارد.

5. اینکه فقط به رفتار‌هایی از همسرتان فکر کنید که برایتان آزار دهنده است، نه رفتار‌هایی از خودتان که ممکن است باعث آزار همسرتان شود.

خیلی از جلسات مشاوره خانواده با این جمله «او این کار را می‌کند»، «و آن کار را می‌کند» شروع می‌شود. این جمله‌ها برای توصیف رفتارها یا خصوصیات اخلاقی استفاده می‌شود که طرف مقابل را دیوانه می‌کند. به جای اینکه روی کاری که همسرتان انجام می‌دهد متمرکز شوید، بهتر است هر کدامتان روی رفتارهای خودتان تمرکز کنید، مخصوصاً رفتارهایی که می‌دانید موجب آزار همسرتان است. منظورمان این نیست که خودتان را عوض کنید، نه. فقط کافی است آگاهی بیشتری نسبت به رفتارهای خودتان پیدا کنید و سعی کنید آنها را اصلاح کنید.

به خاطر داشته باشید که هیچ رابطه‌ی ایدآلی وجود ندارد. اگر تصور می‌کنید که یکی از این رفتارها را دارید، قدم بزرگی برداشته‌اید زیرا آگاهی سخت‌ترین قدم در ایجاد تغییر است.

جهت رزرو مشاوره تلفنی و حضوری با این شماره تماس بگیرید 09374071940

یک وکیل باید مراقب رفتار های کاذب بعضی موکل ها و مراجعین باشد .

تعداد صفحات : 3

آمار سایت
  • کل مطالب : 35
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 65
  • بازدید کننده امروز : 66
  • باردید دیروز : 47
  • بازدید کننده دیروز : 48
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 519
  • بازدید ماه : 374
  • بازدید سال : 13152
  • بازدید کلی : 20672
  • کدهای اختصاصی